سفارش تبلیغ
صبا
 

ای علی که جمله عقل و دیده ای........شمه ای واگو از آنچه دیده ای........آن چه دیدی که مرا زان عکس دید........در دل و جان شعله ای آمد پدید؟!........آن چه دیدی برتر از کون و مکان........که به از جان بود و بخشیدیم جان؟!........در شجاعت شیر ربّـا نیستی........در مروّت خود که داند کیستی!........بازگو ای باز عرش خوش شکار........تا چه دیدی این زمان از کردگار؟........چشم تو ادراک غیب آموخته........چشمهای حاضران بر دوخته........راز بگشا ای علی مرتضی........ای پس از سوء القضا حسن القضا........چون تو بابی آن مدینه علم را........چون شعاعی آفتاب حلم را........باز باش ای باب بر جویای باب........نارسد از تو قشور اندر لباب........باز باش ای باب رحمت تا ابد.......بارگاه ماله کفواً احد........امّت وحدی یکی و صد هزار........بازگو ای بنده بازت را شکار

منوی اصلی
]]]]]]]]]]]
خانه
شناسنامه
پارسی بلاگ
پست الکترونیک
 RSS 

دوستان
]]]]]]]]]]]

مولا
بندیر
پنجره
بشری
حوریب
الف دام
کرشمه
محرمانه
طالب یار
تشنه لب
زائر محرم
از نیستان
اِســـکالپل
سقا خانه
خیبر شکن
عطای کثیر
حمیدستان
نهانخانه دل
ایران اسلام
یک وجب دل
سلالة النبی
عشاق الزهرا
خیمه ی سبز
لطیف لم یزالی
عبور باید کرد...
آقا حمید (باکری)
آقا مهدی (باکری)
نسیمی از بهشت ...
تا یوسفم از چاه برآید...
سی صد و سیزده بهشتی
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس


مطالب قبلی
]]]]]]]]]]]

موضوعات وبلاگ
]]]]]]]]]]]


اشتراک در خبرنامه
]]]]]]]]]]]
 
آمار بازدیدها
]]]]]]]]]]]
امروز: 21 بازدید
کل بازدید ها: 125462

آهنگ وبلاگ
]]]]]]]]]]]


جستجوی مطالب
]]]]]]]]]]]


جمعه 87 اسفند 30 || 12:34 صبح

حکمت 14

در آغاز سرما خود را بپوشانید، و در پایانش آن را دریابید،
زیرا با بدن ها همان می کند که با برگ درختان خواهد کرد:
آغازش می سوزاند و پایانش می رویاند.

پ.ن1. ما جمعه را به عشق تو تعطیل کرده ایم
         ای روز بازگشت تو، آغاز عید ها
پ.ن2. آخرین جمعه را نیز منتظر می مانیم، به نویدی که سالمان با تو « تحویل » می شود، به امیدی که حالمان
         با تو « أحسن »  می شود.
         مولا! هنوز به خاطر داریم که « أحسن الحال » ما قیام ِ « قائم » ای است که دنیا به قیام او قائم است.
         کاش متجافی باشیم که بیایی...
پ.ن3. عیدست و آخر گل و یاران در انتظار...




موضوع نوشته:حکمت

سخن دوستان ()


شنبه 87 اسفند 17 || 11:49 عصر

روایت 12

* ظهور امری الهی است که در وقتش انجام می پذیرد، پس ای فرزند بهترین کنیزان تا کی منتظر باشیم؟ پدر و مادم فدایت باد، نصرت نزدیک را از جانب پروردگار بشارت فرما.

** هر کس امانت پدران و فرزندانم را بپذیرد اما "مهدی" را انکار کند همانند کسی است که به همه ی انبیاء اعتراف نماید اما محمد(ص) را منکر شود.

پ.ن1. اللهمَ صَلِّ عَلی مُحَمَدِ وَ آل مُحَمَّد وَ صَلِّ عَلی مُحَمّدِ جَدّهِ وَ رَسولِکَ السّیّدِ الاکبَر وَ عَلی أبیهِ السیّد الاصغَرِ وَجَدّته الصدّیقَة الکُبری فَاطِمَةَ بِنتِ مُحَمّد وَ عَلی مَنِ اصطَفَیتَ مِن آبائه البَرَرَة
پ.ن2. ظلّ ممدود خم زلف تو ام بر سر باد...

----------------------------
* موسوعه احادیث امیر المؤ منین- ج1- ص90
** امام صادق (ع)- کمال الدین- ج2- ص82




موضوع نوشته:روایت

سخن دوستان ()


دوشنبه 87 اسفند 5 || 9:19 عصر

فَلَما انقَضَت ایّامُهُ...

و درود خدا بر او هنگام دفن رسول خدا (ص) فرمود:
إنّ الصَّبرَ لَجَمیلٌ إلا عَنکَ، وَ إنَّ الجَزَعَ لَقَبیحٌ إلا عَلَیکَ، وَ إنّ المُصابَ بِکَ لَجَلیلٌ، وَ إنّهُ قَبلَکَ وَ بَعدَکَ لَجَلَلٌ.
همانا شکیبایی نیکوست جز در غم از دست دادنت، و بی تابی ناپسند است جز در اندوه مرگ تو، مصیبت تو بزرگ، و مصیبت های پیش از تو، و پس از تو ناچیزند...
با مصیبت تو رشته ای پاره شد که در مرگ دیگران اینگونه قطع نشد، با مرگ تو رشته ی پیامبری، و فرود آمدن پیام و اخبار آسمانی گسست...

**************

یاسی به رنگ سبز ز گلخانه می رود
یارب خدای درد ز کاشانه می رود
پیچیده بین چادر خاکی مادرش
بر دستها غریبه ای از خانه می رود
اینجــــا هــزار تیـــر به تشیع آمده
تا کس نگوید از چه  غریبانه می رود
خون می چکد به دوش اباالفضل از کفن
گویی دوباره فاطمه بر شانه می رود
فریاد خواهری پی تابوت می رسد
مادر ندارد این که غریبانه می رود***

**************
اللّهم إنّا نَشکو إلَیکَ فَقدَ نَبیّنا وَ غَیبَةِ وَلِیّنا... *
إنَّما أشکوا بَثّی و حُزنی إلَی الله... **
یک تنه یک کربلا غم دیده ای ... ***
--------------------
* دعای افتتاح
**سوره ی مبارکه ی یوسف - 86




موضوع نوشته:حکمت

سخن دوستان ()


یکشنبه 87 بهمن 27 || 6:8 عصر

ما رأیتُ إلا جَمیلا

« یُنزِلُ الصَبرُ عَلی قَدرِ مُصیبَةِ » *
اما مصیبت تو که اندازه ندارد. صبرت نیز...

« أغضِ عَلی القَذَی وَ الألَمِ تَرضِ أبَداً » **
چه دیدی که این چنین زیبا بود؟!

--------------------------------------
* صبر به اندازه ی مصیبت فرود آید.
** چشم از سختی خار و خاشاک و رنج ها فروبند، تا همواره خشنود باشی.


موضوع نوشته:حکمت

سخن دوستان ()


شنبه 87 بهمن 12 || 8:0 عصر

الشام...

" البُغضُ یَتَوارَث " را که شنیده ای؟!
شباهتش به زهرا (س) را هم که می دانی.
و به یقین می دانی که کربلا، کینه ای بود که آل بوسفیان از همسر زهرا داشتند، و کشتند و غارت کردند، سوزاندند و به آتش کشیدند، دریدند و پاره کردند...
آری؛ " البغضُ یَتَوارَث "
اگر علی اکبر را " بُغضاً لِابیک " کشتند، چرا تو را " بُغضاً لاُمّک " سیلی نزنند؟!
بگذار شباهتت به زهرا تمام باشد...

**************
شنیده ام که روضه ی خون خدا، موجب جلب توجه است و تجمع تمام حواس.
در خرابه چه روضه ای خواندی تو، که توجه یزید را نیز جلب کرد؟!

بـــر پنجـــره ی پلک تــو مهتـاب نشسته است
بــر گونـه ی سرخت غزلی ناب نشستـه است
پلکـــی بــزن ای حضــرت گـــل تـا کـــه ببینــی
بالای سرت غنچـــه ی مهتـــاب نشسته است
بابا بـگشــــا پلـــک، کـــه مــن دوســت نـــدارم
این گونه که بر چهره ی تو خواب نشسته است
هی سجـــده به پیشـــانی گل می کنی آخـــر
این غنچــه مگــر در دل محــراب نشسته است
صبــح اسـت و نسیمی خبـــر آورد که ای بـــاغ
بر چشم گل و غنچه گل خواب نشسته است*

---------------------
* زهرا بیدکی




موضوع نوشته:سوگواره

سخن دوستان ()


   1   2   3   4      >