سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
سیره 2 - ...مولایم
 


منوی اصلی
]]]]]]]]]]]
خانه
شناسنامه
پارسی بلاگ
پست الکترونیک

 RSS 


دوستان

]]]]]]]]]]]

مولا
بندیر
پنجره
بشری
حوریب
الف دام
کرشمه
محرمانه
طالب یار
تشنه لب
زائر محرم
از نیستان
اِســـکالپل
سقا خانه
خیبر شکن
عطای کثیر
حمیدستان
نهانخانه دل
ایران اسلام
یک وجب دل
سلالة النبی
عشاق الزهرا
خیمه ی سبز
لطیف لم یزالی
عبور باید کرد...
آقا حمید (باکری)
آقا مهدی (باکری)
نسیمی از بهشت ...
تا یوسفم از چاه برآید...
سی صد و سیزده بهشتی
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس



مطالب قبلی

]]]]]]]]]]]

موضوعات وبلاگ
]]]]]]]]]]]
نهج[34] . حکمت[23] . روایت[23] . سوگواره[18] . مولا در آینه نگاه دیگران[6] . نامه ها[6] . سیره[4] . حرف دل[3] .

اشتراک در خبرنامه

]]]]]]]]]]]
 

آمار بازدیدها

]]]]]]]]]]]
امروز: 45 بازدید
دیروز : 42 بازدید
کل بازدید ها: 61841




آهنگ وبلاگ

]]]]]]]]]]]



جستجوی مطالب

]]]]]]]]]]]



 
 

سیره 2

ای رسول خدا، از سوی من و از جانب دختری که اینک در کنارت آرمیده و شتابان به سویت آمده است بر تو سلام باد. خواست خدا چنین بود که او از همه زود تر به تو بپیوندد. ای رسول خدا، از دوری دختر برگزیده ات بی تاب و توان گشته ام، و تحمل فقدان برترین بانوان جهان کار ساده ای نیست. اما پس از آن دوری دردناک و مصیبت سخت درگذشت تو (که هیچ مصیبتی با آن برابر نیست) اینک جا دارد که شکیبا باشم و آنچنان که در جدایی تو صبر پیشه کردم، در مرگ دخترت نیز شکیبا باشم.
مرگ زهرا زخمی بر دلم نشاند که جراحت آن کشنده است. به خدا شکایت می برم و دخترت را به تو می سپارم. به زودی دخترت آگاهت خواهد کرد که چگونه امتت بر آزارش همدست شدند. هر چه می خواهی از او بپرس و با اصرار از او بخواه تا اندکی از انبوه بار غم هایی که در سینه داشت و اینجا فرصت گشودن نیافت، برایت بازگوید. آنچه خواهی از او بجو، که راز دل به تو خواهد گفت.
« و به زودی خدا که بهترین داوران است میان او و ستمکاران داوری نماید » *


پ.ن1. ســـــردار بـــــدر و خیبــــر، دیگـر ز پا فتـــــاده
         دستی به دوش سلمان دستی به سر نهاده
         مهـــدی! بیـــا کمـــک کـن جـــد مطهـــــرت را
         بیــــرون ببـــــر ز خانــــــه تابـــوت مـــــادرت را **
پ.ن2. هر بلایی کـه بـه ما می رسـد، در اثـر دوری از اهــل بیت و روایات مأثوره از ایشـان است./حضــرت آیــة الله 
         العظمی بهجت.
         به راستی که ستونی از آسمان کم شد...
پ.ن3. تسلیت...
پ.ن4. غیبتم از نخواستن نبود، از نتوانستن بود. بزرگواران ببخشایند.


---------------------------------------------
* خاطرات امیر مؤمنان (ع) - ص 229
** برای شاعر دعا بفرمایید.




سخن دوستان ()