سفارش تبلیغ
ساعت مچی smart
زمستان 88 - ...مولایم
 


منوی اصلی
]]]]]]]]]]]
خانه
شناسنامه
پارسی بلاگ
پست الکترونیک

 RSS 


دوستان

]]]]]]]]]]]

مولا
بندیر
پنجره
بشری
حوریب
الف دام
کرشمه
محرمانه
طالب یار
تشنه لب
زائر محرم
از نیستان
اِســـکالپل
سقا خانه
خیبر شکن
عطای کثیر
حمیدستان
نهانخانه دل
ایران اسلام
یک وجب دل
سلالة النبی
عشاق الزهرا
خیمه ی سبز
لطیف لم یزالی
عبور باید کرد...
آقا حمید (باکری)
آقا مهدی (باکری)
نسیمی از بهشت ...
تا یوسفم از چاه برآید...
سی صد و سیزده بهشتی
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس



مطالب قبلی

]]]]]]]]]]]

موضوعات وبلاگ
]]]]]]]]]]]
نهج[34] . حکمت[23] . روایت[23] . سوگواره[18] . مولا در آینه نگاه دیگران[6] . نامه ها[6] . سیره[4] . حرف دل[3] .

اشتراک در خبرنامه

]]]]]]]]]]]
 

آمار بازدیدها

]]]]]]]]]]]
امروز: 65 بازدید
دیروز : 109 بازدید
کل بازدید ها: 56784




آهنگ وبلاگ

]]]]]]]]]]]



جستجوی مطالب

]]]]]]]]]]]



 
 

نهج 33

مَن أبدَی صَفحَتَهُ لِلحَقِّ هَلَکَ.

هر کس با حق در افتاد هلاک گردید.


پ.ن1. حضرت مولا امیر المؤمـنین علـی علیه السلام در شنـاخت طلحه و زبیر و اصحـاب جمل فرمودند: چون رعـد
         خروشیدند و چون برق درخشیدند، اما کاری از پیش نبردند و سرانجام سست گردیدند!
         حال این جماعت ملعون و هتّاک، نه سوتند، نه جرقه!
         اما حواسمان باشد، تا جایی پیش می برندمان که "حَتىَ‏ یَمِیزَ الخْبِیثَ مِنَ الطَّیِّب"
پ.ن2. اللهم العنهم جمیعا.
پ.ن3. جان به فدای " تو ". دعایت هر چه باشد آمین می گوییم...




سخن دوستان ()

 
 
 

دست از دامان مهرت بر ندارم

نوشته اند که باب نبوّت علیست، و باب ولایت ابوفاضل.
هر کس بخواهد به شهر ولایت علی و آل علی (ع) وارد شود، باید از در دوستی عباس (ع) وارد شود و بدون دوستی آن جناب، او را به دوستی آل محمد (ص) راه نیست؛ و لازمه ی دوستی ابوالفضل العباس (ع) تأسی به ایشان و اطاعت از آل محمد (ص) و حمایت از ایشان است.

یا ساقی العطاشا!
جرعه ای از عطش ولایتت
بر دل ما بنشان،
به ما بچشان
عطش دیدار
وصال یار
دلدار...
یتیمیم
بی پدر، بی مولا، بی سرور!
" انا نَشکو إلَیکَ فَقدَ نبیّنا و غَیبَة وَلیّنا "
غبار در به دری بر چهره داریم،
یا کاشف الکرب عن وجه الحسین!
اکشف کربی بحق اخیک الحسین...

پ.ن. کاش
       مادرت نمی شنید
       ناله و نوای غربت تو را
       که: یا أخا!
       قدم خمید...
       و کاش قامتت
       چونان کمان زه کشیده ای
       به من نمی رسید.
       وین عجب که چرخ روزگار
       ماه را به خاک دید
       شمس را هلال...




سخن دوستان ()

 
 
 

دست جفای حرمله یا رب قلم شود

منهال بن عمرو گوید: بعد از بازگشت خانواده ی شهداء و اهل بیت امام حسین (ع)، بعد از مراجعت از سفر حج به مدینه وارد شدم و به خدمت امام زین العابدین (ع) رفتم.
حضرت فرمود: ای منهال! چه شد حرملة بن کاهل اسدی؟
گفتم: او در کوفه هنوز زنده است.
پس حضرت دست مبارک به دعا برداشت و مکرر فرمود: خداوندا! به او بچشان گرمی آهن و آتش را...
مختار پس از خروج، حکم کرد دست ها و پاهای این ملعون را بریدند و فرمود پشته های نی آوردند و آتش بر آنها زدند و امر کرد او را در میان آتش انداختند.

لعنت خدا بر او باد که چنین داغ بر دل، و سوز بر جگر آل الله نشاند که « لا تَبْرَدُ اَبَداً ».


اهل کوفه به حسین ظلم فراوان کردند
حرمله! تو ز همـه ظلـم فزون تر کــردی


پ.ن. حال دل.




سخن دوستان ()